• A Hairy Tale

    A Hairy Tale

    !این تک ستاره هم از صدقه سر بازی علی نصیریان است و بس

  • An Officer and a Spy

    An Officer and a Spy

    ★★★

    جالب آنکه سال گذشته همزمان دو فیلم از دو کارگردان کهنه‌کار، رومن پولانسکی و کلینت ایستوود، درباره یک مسئله کمابیش یکسان داشتیم. فیلم پولانسکی روایت دریفوس یهودی و طرد شدنش از جامعه قرن ١٩ فرانسه بخاطر یهودی بودنش و فیلم ایستوود روایت ریچارد جول و طرد شدنش از جامعه دهه ٩٠ آمریکا. هر دو درباره آدم های طرد شده و تنها و البته کمی خوش شانس چرا که بهرحال کلنل یا وکیلی هست که آن ها را از باران اتهامات…

  • Anima

    Anima

    ★★★★★

    آمدن از زیرِ زمین به رویِ زمین
    رها شدن از زندگی بی روح و یکی شدن با طبیعت
    و همه اینها تنها با یافتن عشق ممکن است...

    با بازی درخشان تام یورک، کارگردانی مثل همیشه عالی اندرسن و البته خنجیِ همیشه بی نظیر

  • The Salesman

    The Salesman

    ★★★★

    در تماشای دوباره، جزئیات فروشنده در دراماتیزه کردن داستان‌اش بیشتر به چشمم آمد. شاید در میان سه فیلمی که فرهادی پس از جدایی نادر از سیمین ساخت، (گذشته، فروشنده و همه می‌دانند) فروشنده قابل تأمل تر و مهم تر از دو فیلم دیگر است و به لحاظ ساختار منسجم تر و در پرداخت جزئیات به جدایی نادر از سیمین نزدیک تر.
    فیلم با روشن شدن نورافکن های صحنه نمایش مرگ فروشنده آغاز می شود. پرتو نوری که بر وسایل صحنه…

  • Toni Erdmann

    Toni Erdmann

    ★★★★

    آدم های جدیِ مزخرف!

    خلاصه داستان فیلم شاید کمی تماشاگر را به اشتباه بیندازد. تماشاگر با این پیش فرض به تماشای فیلم می نشینید که فیلم درباره رابطه دختری با پدرش است و قرار بر این است که در طی فیلم این رابطه ترمیم شود اما فیلم فراتر از این هاست. این بار قرار است از رابطه نه چندان خوبِ پدر با دختر حرفی جهان شمول تر بیرون کشیده شود. از سکانس ابتدایی فیلم که وینفرد و شخصیت ساختگی اش…

  • Us

    Us

    ★★½

    فیلمساز کارگردانی یاد گرفته و فهمیده وقتی میخواهی ایدئولوژی ای را در فیلمت بیان کنی، باید از نشانه ها بهره ببری تا صرفا همان ایده خام اولیه داستان.
    پیل در Us تا حدی، شاید بشود گفت تا نیمه اول فیلم، این کار با نشانه ها و دوربین را خوب انجام میدهد ولی در نیمه دوم تمام پل پشت سرش را خراب میکند.
    ایده فیلم مانند فیلم قبلی اش جذاب است. کاریست که کوبریک پیش‌تر در تلألو انجام داده بود و…

  • Silence

    Silence

    خدایی که تنها دست روی دست گذاشت و سکوت کرد...

    «خدایا! خدایا! چرا رهایم کردی؟». این آیه از انجیل متی زمانی بر زبان پدر رودریگز جاری شد که همسفر و یار دیرینش پدر گارپ را در حال غرق شدن تماشا می‌کرد. این دیالوگ پدر رودریگز در کتاب شوساکو اِندو، در فصل هفتم آورده شده اما در فیلم اثری از آن نیست. چنان که واضح و مبرهن است، مفهوم و معنای این آیه در سراسر فیلم اسکورسیزی به طرز عجیبی قابل…