Be Vaght Sham ½

حاتمی‌کیا همیشه با سطحی‌ترین احساسات مخاطبش درگیر بوده و برای این کار همیشه شعاری‌ترین دیالوگ‌ها را نوشته و دوربینش یک لحظه خودنمایی را کنار نگذاشته. زمانی این کارها تاثیر داشت، زمانیکه حاج کاظم وقتی داد می‌زد و داد می‌خواست دل موافق و مخالف به درد می‌آمد، زمانیکه حاتمی‌کیا با شور و ایمان از بازماندگان فراموش‌شده جنگ اعاده حیثیت می‌کرد. روزگاری که خیلی وقت است گذشته و دیگر نه فیلم‌های حاتمی‌کیا شبیه گذشته است و نه دیگر به نظر می‌رسد حاج کاظم رفیق فیلمساز باشد. فیلم‌های انتقادی حاتمی‌کیا حالا جای خودشان را به کارهای پروپاگاندایی دادند که هنوز به دنبال شعار هستند اما زمانه عوض شده، هنوز فیلم‌هایش مرعوب نمایش جدا شدن سر از تن هستند اما زمانش گذشته، درباره موضوعات روز هستند اما نگاهشان زنگ‌زده است... به وقت شام شاید بدترین فیلم این سال‌های حاتمی‌کیا باشد، سرشار از اغراق، بازی‌های خام، جلوه‌های ویژه بد، ابتدایی‌ترین دیالوگ‌ها مخصوصا در مکالمات داعشی‌ها، ناتوان در خلق روایتی پرتلاطم، با بدترین صحنه‌های اکشن که گاه کیفیتش از انیمیشن‌های نازل تیلیغاتی هم پایین‌تر است و بیانگر نگاه مه‌گرفته فیلمسازش به دنیای پیرامونش است، دنیایی که متاسفانه حتا از چشم حاج کاظم هم دیده نمی‌شود.
‎پ.ن: بیست سال پیش اجرای تاترهایی با موضوع انقلاب در مدارس باب بود، کارهایی اغراق شده و البته مفرح برای بچه‌ها، به وقت شام از نظر اجرا و کیفیت در همان حد است فقط مفرح هم نیست مگر اینکه برای تماشای یک کمدی ناخواسته رقت‌انگیز به سینما بروید.
پ.ن.٢: خیلی بد است فیلمی درباره‌ی فریب‌خوردگان چشم آبی و موطلایی/موحنایی داعش بسازی اما الگوی صحنه‌هایت مدمکس: جاده خشم یا پرواز (با بازی دنزل واشنگتن) و کمی هم تارانتینو باشد!