La Notte ★★★★

«هر انسانی در لاکی نفوذناپذیر برای دیگران، زندگی میکند. هراس هستی شناختی نمی‌تواند با یک در آغوش کشیدن درمان شود. این هراسی است که از خلا و پوچی سرچشمه می‌گیرد»
داستان‌ فیلمهای انتونیونی سرراست و ساده و بدون پیچیدگی است. مضامینی چون بی‌ثباتی عشق و تنهایی و ضعف و سستی درمان‌ناپذیر انسان مدرن موتیف‌های روایی چهار‌گانه مدرنیستی انتونیونی‌اند. همینطور اینجا در «شب» پرسه‌های لیدیا(ژان مورو) در خرابه‌هایی که توسط اسمانخراش‌های مدرن احاطه شده و دوربین بی‌قیدی که بی‌ارتباط با روایت، سخاوتمندانه نشانه‌های مدرنیستی و موضوعات مورد علاقه فوتوریست‌ها چون معماری مدرن و هواپیمایی که بر فراز اسمانخراش‌ها درحال پرواز است را قاب می‌گیرد. چهره‌ شهری که با ساخت‌و‌سازهایی که در دوران طلایی رشد اقتصادی ایتالیا در دهه ۵۰ و ۶۰ دائما درحال دگرگونی است. و اصول اخلاقی‌ای که جایی در سرمایه‌داری خشک مقدس و بی‌رحم ندارد. 
آنتونیونی دیگر در «شب» و خصوصا پس از ستایشگرانی چون گدار و پازولینی و بارت و چاتمن جایگاه رفیعی پیدا کرده و مولفه‌های سبکی‌اش قابل فهم‌تر از «ماجرا» است. بنظرم «شب» کمترین اهمیت را در بین چهارگانه انتونیونی دارد. اما همچنان فیلمی مهم است. سینمایی که شالوده‌ سبکی‌اش بر عنصر بصری‌ای بازیگوشانه بناشده و روایت در ان ساز ناکوک دیگری را می‌نوازد که کمتر ارتباطی با تصویر دارد. 
پیشتر گفته بودم که مهمترین عنصر در سینمای انتونیونوی نه فرم و نه محتوا بلکه تنها و تنها «سبک» است.