The Cycle ★★

دایره مینا کاربلدی مهرجویی در کارگردانی را بر ما عیان میکند. تصویربرداری نورپردازی و طراحی صحنه در سطح بالاتری از آن دوران قرار دارد. پردازش شخصیت علی (با بازی سعید کنگرانی استعدادی نوشکفته و خوش سیما که به خاطر ایفای نقش در فیلم جنجالی پرویز صیاد، بعد از انقلاب نامش در لیست سیاه جای گرفته و برای سال ها از سینما کنار گذاشته شد) و نمودار رو به نزولش به خوبی صورت گرفته است اما نقاط مثبت فیلم در همین چند نکته و شاید تعدادی مورد جزئی دیگر خلاصه میشود. دایره مینا و ضعف و کاستی، کم ندارد مهمترینشان گذشتن تاریخ انقضای آن است. فیلمنامه اساسا اجتماعی است ولو مهرجویی و صاعدی در قمار به ثمر رساندن آن شکست خورده اند. نه توفیق آن را یافته اند که به قصه و شخصیت ها ابعاد انسانی ببخشند و آن را از چارچوب اجتماعی وابسته به زمان و مکان خارج کنند و نه به این مهم دست یافته اند که نقد اجتماعی خود را بدون لکنت در پیرنگ اصلی بگنجانند و به نتیجه برسانند. پایان شخصیت سردسته مافیای خون فروش (عزت الله انتظامی) و آن دکتر بزرگوار و انسان دوست (بهمن فرسی) رضایت بخش نیست. حتی نتیجه پیرنگ های فرعی مثل رابطه علی با پرستار (فروزان) نافرجام میماند تنها محصول ممتاز فیلم رابطه پسر و پدر است که تدریجا شکافی میانشان پدید می آید تا اینکه علی از زیر سایه پدر خارج میشود و در ادامه مسیر عقده گشایی را پیش میگیرد مسیری که او را به قهقرا میکشاند. علی انتقام تقدیر و جبر روزگار را از اجتماع میگیرد. اجتماعی که به زعم فیلمساز آنقدر تیره و تار میباشد که برای قانون شکن و بزهکار فرصت ترقی فراوان است علی، آن جوانک پور شور و پر انرژی در خط داستانی فیلم به بلوغ میرسد. اما در جهت برعکس. او مسیر زوال را طی میکند. دست آخر در می یابیم که دیگر این اجتماع نیست که مورد انتقام و کینخواهی علی است بلکه او دارد با خود مقابله میکند و در این صف آرایی وجدانش را شکست میدهد. علی دیگر علی نیست. نه مرگ پدر این مسئله را تغییر میدهد و نه کتک های اسماعیل (علی نصریان) *این یادداشت چند روز پس از تماشای فیلم به صورت خودجوش نگاشته شد/ بدون بازنگری و ویرایش